لیلی و مجنون

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

نام مجنون

 

کسی مجنون را آرام تر از همیشه یافت. پس او را گفت:

ای نیک نهاد!

تو را دیگر رمقی نمانده. آیا از تب و تاب عشق لیلی فروافتاده ای؟

مجنون گفت: دست از من بدار که بی لیلی بودن از صبوری نیست، از اجبار است.

آن کس چون این جواب از مجنون شنید، مهربان شد و خواست که لطفی کند. گفت: خواهی خبری از تو به لیلی رسانم؟

مجنون گفت: زنهار تا در برابر محبوب من، نام بی مقدارم را بر زبان نیاوری!

بگفتا مبر نام من پیش دوست

که حیف است نام من، آن جا که اوست

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/07/13ساعت 15:25  توسط حسنا  |